|
مشکی....مشکی...مشکی..و در آخر هم مشکییییییی
|
چه خبر؟خوش میگذزه؟چیکارا میکنی؟ایشالا که صلامت باشی![]()
این پصتو هطمن بخونین شاید بدطون نیاد![]()
(املام بیصته هااا)
..........................................................................................
فرانسوی ها میگن : عشق فراموش کردن خود در وجود کسی است که
همیشه و در همه حال ما را به یاد دارد...
اسپانیایی ها میگن : عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر
صدایی بلندتر است...
ایتالیایی ها میگن : عشق یعنی ترس از دست دادن تو...
ایرانی هاهم میگن : عشق سوء تفاهمی است بین دو بیکار که با یه
ببخشید تموم میشه...
![]()
آدم ها فکر میکنن که اگه عاشق شدن زدگیشون شروع میشه
اما اونا نمیدونن که با عشق میرسن به آخر خط...یعنی:(گیم آور)

........................................................................

............................................................................
......:::نکته های جالب

----------------------------------------------------------------
نکته ![]()
همیشه روشنترین آینده ها بر روی گذشته های فراموش شده شکل می گیرند
پس تا غم و غصه های گذشته رو فراموش نکنی
نمی توانی به آینده های روشن دست پیدا کنی
آدم ها مثل کتابن از روی بعضی ها باید مشق نوشت ... از روی بعضی ها باید جریمه نوشت ... بعضی ها رو باید چندبار خوند تا معنیشونو بفهمیم ... و بعضی ها رو باید نخونده دور انداخت
دوست داشتن کسانی که دوستمان میدارند کار بزرگی نیست، مهم آن است آنهایی را که ما را دوست
ندارند، دوست بداریم
دوستی آن است که مانند آینه باشد
نه مانند شانه پشت سر باشد
چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید
مرگ سخت است ولی سخت تر از انتظار نیست
هرگز به کسی نگاه نکن وقتی قصد دروغ گفتن داری.. هرگز به کسی محبت نکن وقتی قصد شکستن قلبش را داری.. هرگز قلبی را قفل نکن وقتی کلیدش را نداریچ
اگه یه روز شاد بودی آروم بخند تا غم بیدار نشه و اگه یه روز غمگین شدی آروم گریه کن تا شادی نا امید نشه !
اگه از خدا چیزی رو خواستی و اون گفت : باشه همون رو بهت می ده
اگه گفت : صبر کن بدون داره بهترش رو برات آماده می کنه
اگه گفت: نه بدون میخواد بهترین رو بهت بده
دو نوع احمق وجود دارد:
آنان که به خاطر یک تهدید از انجام کاری دست می کشند،
و آنان که گمان می کنند می توانند به کاری دست بزنند،
چون تهدیدگرانه است.
که بهترین شیوه برای ناتوان کردن حریف،این است که
به او بباورانی طرفدارش هستی
عاشق واقعی کسی است که : معشوق خود را آزاد میگذارد تا خودش باشد، در عشق اجباری نیست ، عشق یعنی امکان انتخاب به معشوق دادن ! برای آنکه کسی یا چیزی را بدست آوری : رهایش کن....
زندگی تفسیر ۳ کلمه است
خندیدن
بخشیدن
و فراموش کردن
پس بخند....ببخش....و فراموش کن!
هر جا محبت دیدی، همون جا محبت بریز!
برای کسی بمیر که برات تب کنه!
هیچ گاه امید کسی رو ناامید نکن ، شاید این تنها دارایی او باشد
دریا باش تا اگر کسی سنگی به سویت انداخت، سنگ غرق شود نه اینکه تو متلاطم شوی
خوب دیگه بستونه زیادیشم بده![]()
......................................................................









میون این همه دل ، همه جور و همه رنگ
یه دل ساده می خوام ، مثل آسمون یه رنگ
یه دل ساده می خوام ، یه دلی که دل باشه
میون این همه دل ، غیر آب و گل باشه
دل دریا ، دل رود
دل آبی ، دل آب
دل بی رنگ و ریا ، صاف و ساده بی نقاب
یه دل از همه جدا ، مثل آیینه دیدنی
قصه هاش شنیدنی ، همیشه شکستنی
سخت تنهایی راه 
سخت بی همنفسی
چی میشد یه روز بیاد
اون که نیست مثل کسی




ای کاش می توانستم نشان دهم، I wish l could make you.
که تا کجا دوستت دارم. Understand how l love you
همیشه در جستجو هستم، l am always seeking but
اما نمیتوانم راهی بیابم... cannot find a way….
به آن آنی در تو عاشقم، l love in you a something
که تنها خود کاشف آنم that only have descovered
آنی فراتر از تویی که دنیا می شنا سد، the you


حقيقت انسان به آنچه مي گويد نيست حقيقت انسان در آن چيزي پنهان است كه نمي تواند به كلمه تبديلش كند ! پس اگر خواستي او را بشناسي نه به گفته هاي
مرگ از زندگی پرسید : " این چه حكمتیاست كه باعث می شود تو شیرین و من تلخ جلوه كنم ؟! " زندگی لبخندی زد و گفت : " دروغ هایی كه در من نهفته است و حقیقت هایی كه تو در وجودت داری
قبلا فکر مي کردم ؛ عاشق شدن يه هنره ؛ کار هر کسي نيست ؛ سخته! بعد فهميدم عاشق کردن چقدر از اون سخت تره ! ديدم اين عاشق ماندنه که کار هر کسي نيست ! اما حالا فهميدم اينکه : هميشه لياقت عشقت رو داشته باشي از همه اين چيزا سخت تره
تکيه بر ديوار کردم خاک بر پشتم نشست/دوستي با هر که کردم عاقبت قلبم شکست /آن قدر رنجي که دنيا بر دل ما مي کند/بر دل هر کس کند او ترک دنيا مي کند
آنگاه که غرور کسی را له می کنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ، آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی، آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ، می خواهم بدانم، دستانت رابسوی کدام آسمان دراز می کنی تابرای خوشبختی خودت دعا کنی؟
دست عشق از دامن دل دور باد! مي توان آيا به دل دستور داد؟ مي توان آيا به دريا حكم كرد كه دلت را يادي از ساحل مباد؟ موج را آياتوان فرمود: ايست باد رافرمود: بايد ايستاد؟ آنكه دستور زبان عشق را بي گزاره در نهاد ما نهاد خوب مي دانست تيغ تيز را در كف مستي نمي بايست داد
(قيصر امين پور)یادش بخیر......
و عشق صدای فاصله هاست ...
صدای فاصله هایی که غرق ابهامند ...
خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند ...
و دست منبسط نور روی شانه آنهاست ...
نه وصل ممکن نیست ...
همیشه فاصله ای هست ...
**********************************
مرگ من روزي فرا خواهد رسيد
در بهاري روشن از امواج نور
در زمستاني غبار آلود و دور
مرگ من روزي فرا خواهد رسيد
روزي از اين تلخ و شيرين روز ها
روز پوچي همچون روزان دگر
سايه اي ز امروزها ،ديروزها
ديدگانم همچون دالان هاي نور
گونه هايم همچو مرمرهاي سرد
ناگهان خوابي مرا خواهد ربود
من تهي خواهم شد از فرياد درد
مي خزند آرام روي دفترم
دستهايم فارغ از افسون شعر
ياد مي آرم كه در دستان من
روزگاري شعله ميزد خون شعر
خاك مي خواند مرا هر دم به خويش
ميرسند از ره كه در خاكم نهند
آه شايد عاشقانم نيمه شب
گل بر روي گور غمناكم نهند
بعد من ناگه به يك سو مي روند
پرده هاي تيره ي دنياي من
*******************************************
اگه تو مال من بودي ماه از چشات طلوع مي كرد
پرستو از رو دست تو نغمه هاشو شروع مي كرد
اگه تو مال من بودي كلاغ به خونش مي رسيد
مجنون به داد اون دل زرد و ديوونش مي رسيد
اگه تو مال من بودي همه خبردار مي شدن
ترانه هاي عاشقي رو سرم آوار مي شدن
اگه تو مال من بودي قدم رو پاييز ميزديم
پاييز مي فهميد كه ماها زبونشو خوب بلديم
اگه تو مال من بودي انقد غريب نمي شدم
من چي مي خواستم
از خدا ديگه اگه پيشت بودم
اگه تو مال من بودي دور خوشي نرده نبود
دل من اون آواره اي كه شبا مي گرده نبود
اگه تو مال من بودي چشام به چشمات شك نداشت
تنگ بلور آرزوم مثل حالا ترك نداشت
اگه تو مال من بودي جهنمم بهشت مي شد
قصه ي عشق ما دو تا ، عبرت
سرنوشت مي شد
اگه تو مال من بودي مي بردمت يه جاي دور
يه جا كه تو ديده نشي نباشه حتي كمي نور
اگه تو مال من بودي ، مي ذاشتمت روي چشام
بارون مي خواستي مي باريد ، ابر سفيد گريه هام
اگه تو مال من بودي برگا تو پاييز نمي ريخت
شمعي كه پروانه داره ، اشك
غم انگيز نمي ريخت
اگه تو مال من بودي قفس ديگه اسير نداشت
آدما دارا مي شدن ، دنيا ديگه فقير نداشت
اگه تو مال من بودي خيال نمي كنم باشي
پس مي رم و مي كشمت پيش خودم تو نقاشي
..................................................................................................
این بار میخوام چند تا جمله های کوتاه عاشقانه بزارم(مخصوص یه نفر)![]()
![]()
به من ميگفت : آنقدر دوست دارم که اگر بگويي بمير مي ميرم . . . . . . . باورم نمي شد . . . . فقط براي يک امتحان ساده به او گفتم بمير . . . ! سالهاست که در تنهايي پژمرده ام کاش امتحانش نمي کردم
.............................................................................................
دلم همچو آسمان، پر از ابرهای بارانی است، ای کاش دلم امشب بگرید، شاید که بغض عشق در چشمانم بشکند......
.....................................................................................................................
اي دوست دلت هميشه زندان من است
آتشكده عشق تو از آن من است
آن روز كه لحظه وداع من و توست
آن شوم ترين لحظه پايان من است
......................................................................
اشكي كه بيصداست پشتي كه بيپناست دستي كه بسته است پايي كه خسته است دل را كه عاشق است حرفي كه صادق است شعري كه بيبهاست شرمي كه آشناست دارايي من است ارزاني شماست
...............................................................................
هر كسي هم نفسم شد دست آخر قفسم شد. من ساده به خيالم كه همه كار و كسم شد. اون كه عاشقانه خنديد خنده هاي من دزديد زير چشمه مهربوني خواب يك توطئه ميديد
............................................................................................
هرگاه دلت هوایم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببین که همچون دل من در هوایت می تپند
....................................................................................................
حقيقت انسان به آن چه اظهار ميکند نيست بلکه حقيقت او نهفته در آن چيزي است که از اظهار آن عاجز است بنابراين اگر خواستي او را بشناسي نه به گفته هايش بلکه به ناگفته هايش گوش فرا بسپار
................................................................................................
شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد .بيدار باش من با سبدي پر از بوسه مي آيم و آن را قبل از چيدن روي گونه هايت ميکارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم
................................................................................................................
آتشكده عشق تو از آن من است
آن روز كه لحظه وداع من و توست
آن شوم ترين لحظه پايان من است
![]()
![]()
![]()
روي تخته سنگي نوشته شده بود:اگر جواني عاشق شد چه کند؟... من هم زير آن نوشتم:بايد
صبر کند..براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود:اگر صبر نداشته باشد
چه کند؟... من هم با بي حوصلگي نوشتم:بميرد بهتراست.....
براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم.انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد.اما
زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم.....
دلم از تاریکی ها خسته شده
همه ی درها به روم بسته شده
مرغ شومی پشت دیوار دلم
خودشو اینور و اونور میزنه
تو رگهای خسته سرد تنم
ترس مردن داره پرپر میزنه دلم از تاریکی ها خسته شده
همه ی درها به روم بسته شده